تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

142

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

آنكه بهرام از كار خاقان و قيصر روم بپرداخت به سرزمين سياهان رفت كه به ناحيهء يمن پيوسته است . پس برايشان بتاخت و كشتارى بزرگ كرد و گروهى را برده گرفت و به مملكت خود بازگشت « 1 » . پس از آن مرگ او چنان كه گذشت ، روى داد . مدّت پادشاهى او را به چند گونه گفته‌اند : بعضى گفته‌اند هيجده سال و دو ماه و بيست روز و برخى گفته‌اند بيست و سه سال و دو ماه و بيست روز .

--> ( 1 ) - بهرام شخصيّت كاملا افسانه‌اى شده است . فردوسى او را پادشاه جهان مىداند و همين معنى از اشعار عربى كه مسعودى ( ج 2 ص 192 به بعد ) به او نسبت مىدهد نيز برمىآيد . در مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 71 - 70 ) به نقل از پيروزنامه مىگويد كه ديلم بر او بشوريدند امّا بهرام پادشاه ايشان را اسير كرد و بعد او را خلعت داد و به ولايت خود بازگردانيد . امّا افسوس كه پيروزنامه ، چنان كه از ديگر مطالب منقول از آن برمىآيد ، كتاب افسانه است . اين معنى مسلّم است كه مردم ديلم ( گيلان ) در حقيقت مطيع پادشاهان ايران نبوده‌اند .